روز جمعه اي از اين فرمها و خط ها بدون اينكه بياندايشيم لذت مي بريم مرسي حميد جان...
راستي من نيز با دختر كوچولوتان موافقم چرا دير به دير عكس مي زاريد :(
سلام و درود بر استاد عزیز
عکس زیبایی شده
پیچ و تاب های قشنگی تو عکس دیده میشه که یه هارمونی خوبی ایجاد کرده
راستی خوشحال میشدم اگه با اکیپ عکاسان دوچرخه سوار بودم
موفق و پیروز باشید
روزهای موفقیت و پیشرفتت رو که میبینم بیشتر لذت می برم و احساس خوبی دارم. مرسی برای این روند عالی . دوست دارم مثل خیلی های دیگه نشی . و بدونی که عکاس هستی و دیگر هیچ...می دونم که می مونی.
Comments
چه حس لطیفی داره این عکس .نگاهم همچو موج بالا وپایین میره درست مثل اینکه دارم اسب رو نوازش میکنم.شاید هم این رنگهان که چشممو نوازش میدن
ممنون
Posted by: zohre valipour | August 27, 2010 01:12 AM
Mojha va dandaneha! Hese ghashangie hamid jan
Posted by: Parastoo | August 27, 2010 01:18 AM
فوق العادست .
مینیمال و در عین حال در خدمت تصویر با بهره گیری از وحدت فرم .
ترکیب بندی را هم می پسندم .
Posted by: محمد رضا معصومی | August 27, 2010 03:26 AM
بابایی همین امروز بود با خودم میگفتم چرا باباییم عکس جدید نذاشته
آفرین
کارت درسته بابااایییی
Posted by: دختر بابا | August 27, 2010 03:36 AM
کومپوزسیون قشنگیه. عکس آرامش بخشیه.
Posted by: هنردوست | August 27, 2010 07:03 AM
دست مریزاد حمید
من به شخصه کار اینجوری و نگاه خاص به فرم ازت ندیده بودم این نشون میده همه جوره کارت درسته
موفق باشی
Posted by: حمید سبحانی | August 27, 2010 10:25 AM
مرسی فرم خوبیست.
Posted by: مهدی مصباحی | August 27, 2010 12:38 PM
روز جمعه اي از اين فرمها و خط ها بدون اينكه بياندايشيم لذت مي بريم مرسي حميد جان...
راستي من نيز با دختر كوچولوتان موافقم چرا دير به دير عكس مي زاريد :(
Posted by: اميد اميدواري | August 27, 2010 02:44 PM
اول كف كله مو مي خارونم
بعد نوك ممخامو
هر چي فك مي كنم نمي فهمم اين چيه
بس كه فك كردم انگار كه مگس رفته باشه تو مماخم، هي مي خاره
Posted by: فريبا ديندار | August 27, 2010 06:01 PM
الان كه يه كم بيشتر فسفر سوزوندم مي بينم واي اي چقدر شبيه اسب مي مونه. خودم فميدم و هيشكي ام كمكم نكرد. ولي انگار موهاشو رفته سلموني كوتا كرده اين اسبه ها. نه؟
Posted by: فريبا ديندار | August 27, 2010 06:07 PM
فقط جهت کنجکاوی می پرسم، شما با استاد گیلانی فر کلاس داشتین ، نه ؟
Posted by: هنردوست | August 27, 2010 06:52 PM
درود. زیباست این بافت.
Posted by: حسین چراغی | August 28, 2010 01:20 AM
كارت درسته حميد جان معركه اي
Posted by: اسحاق اقایی | August 28, 2010 09:39 AM
سلام و درود بر استاد عزیز
عکس زیبایی شده
پیچ و تاب های قشنگی تو عکس دیده میشه که یه هارمونی خوبی ایجاد کرده
راستی خوشحال میشدم اگه با اکیپ عکاسان دوچرخه سوار بودم
موفق و پیروز باشید
Posted by: رضا پردل | August 29, 2010 03:44 PM
یه حسی بهم میگه که شما خودتون این صحنه رو ساختید و این یک اسب واقعی نیست. بلکه با یک پارچه چرم و ریشه های فرش اسبتون رو ساختید.
Posted by: نازنین.م.ت | September 1, 2010 01:45 PM
فضای جالبی داره ، با وجود اون خط نارنجی هم موافق نیستم .
Posted by: Sahand Badeli | September 10, 2010 07:51 AM
روزهای موفقیت و پیشرفتت رو که میبینم بیشتر لذت می برم و احساس خوبی دارم. مرسی برای این روند عالی . دوست دارم مثل خیلی های دیگه نشی . و بدونی که عکاس هستی و دیگر هیچ...می دونم که می مونی.
Posted by: سعید | September 10, 2010 09:57 AM
آفرين بر تو
Posted by: حسين ذبيح نيا | September 28, 2010 10:57 PM