سلام استاد و قت و بخت بخیر
البته هنوز متوجه نشدم که اینجا وبگاه شماست یا نه؟
اما با این فکر که اینجا جایگاه مجازی استاد حمیدرضا گیلانی فر هست عرض ادب و احترام دارم به شما
راستی چرا تو این عکس چرا اینقده خسته جدی و یه خرده عصبانی به نظر میاین؟
I love you ever and ever and without reserve.the more I have known you the more ihavelove. age yek joore dige begam ta hala eshghe be ostado nadide budam ke belahkhare khodam ehsas kardam!!
چه جالب ! بالاخره استاد راهشون به این دنیای مجازی که همیشه ازش فراری بودن کشیده شد !!!
بالاخره پیداتون کردم
شما که هیچ وقت گم نمی شین این منم که گم شدم و دیگه مدتهاست هیچ کس آشنا و نزدیک نمی بینم ...!
دوربینم هم مدتهاست که خاک گرفته ...
اما نمی شه هیچ چیز فراموش کرد ریشه ها در خونن نه در خاک
سلام استاد
آخ که چرا زودتر نام شما را سرچ نکردم . خیلی خوشحال شدم از اینکه شما هم در فضای مجازی برای خود خانه ای دستو پا کرده اید و افسوس که چرا آنچنان فعال نیست البته همین هم برای خودش غنیمتی است ، غنیمتی برای یک شاگرد نه چندان قدیمی از مه ولات . وخیلی افسوس خوردم که چرا دیر شما را برای اختتامیه جشنواره عکس مه ولات دعوت کردم . استاد عزیز و گرانمایه صمیمانه دستهای پرسخاوتتان را برای زحماتی که برای شاگردان کلاس عکاسی دور هفیلمسازی انجمن سینمای جوان دفتر مشهد سال 84-85 کشیدید می بوسم . به امید دیدار
سلام استاد بچه هاي كلاس عكاسي دفتر تبليغات واحد خواهران رو يادتون هست ما كه هيچ وقت كلاس شيرين عكاسي رافراموش نميكنيم و اينو بدونيد كه ما هميشه به خاطر آموزش الفباي عكاسي سپاسگذار شماييم
سلام گيلاني فر نميگويم استاد چون ارزشت پيش من آنقدر نيست بدان كه ميتوانستم كاري كنم كه مانند دوستانت وعلاقمندانت كه آرزوي داري پيش آنها باشي نيستت كنم ولي نميدانم چرا دلم به حالت سوخت آنقدر در كلاست از مخملباف ها و كيارستمي ها بگو تا جان از كفت بيرون رود.آنقدر از دشمني خود با آل رسول عصمت و طهارت بگو تا به تير غيب دچار شوي. آنقدر از دشمني خود با نظام پر صلابت جمهوري اسلامي بگو كه ناي سخن نداشته باشي اينجانب كلاست را ترك و عكاسي را وداع گفتم چرا كه نميتوانستم تحمل ياوه گويي هاي تورا داشته باشم نميدانم كه سري به اين صفحه كه عكست را در آن گذاشتي ميزني يا نه ولي آنقدر مهم نيست مهم آن است كه من بگويم و تو بشنوي و فاين تذهبون را براي خود معني كني و ميدانم كه بد معني ميكني راستي چرا فكر مي كني آنقدر ميداني بدان كه آنقدر نميداني و جهل در جهل خود غوطه وري و خود را به ناداني ميزني خوش باش در عالم خود كه امثالهم تو را در قران خدا خوب معرفي كرده كه در گوش وچشم آنها قفل است كه نميتوانند بفهمند پس برو پيش مادرت دستانش را ببوس و از او طلب كن كه پيش خداوند شفيعت شود كه اگر دير شود راه برگشتي نيست. والسلام
خودت ميداني من كيم من همانم كه در كلاست نيستم
سلام استاد از اینکه عکستون دیدم کلی خوشحال شدم گفتم احوالتون بپرسم و بگم دلم برا کلاستون خیلی تنگ شده احساس میکنم از بهترین روزای عمرم بود امیدوارم همیشه فرداتون بهتر از دیروزتون باشه
اگر بخواهم در دنیا دست که نه پای 5 نفر را ببوسم قطعا یکی از انها استاد حمید گیلانی فر است
کسی که خود را وقف کرده است کسی که با تمام وجود و تمام احترام از خود مایه می گذارد چه تو یک شاگرد کاملا مبتدی باشی و چه استادی بزرگ//همیشه هستند کسانی که همه چیز و همه کس را از بالا می بینند آنها حتی خدا را هم از بالا می بینند و مبنای قضاوتشان هم بر این مبنا شکل می گیرد و این در ادبیات نوشتاری و گفتاریشان هم نمود پیدا می کند که من به سهم خودم برای انها دعای عاقبت بخیری می کنم و در اخر در این وصف همین بیت کافی ایت:سنگ بدگوهر اگر کاسه زرين بشکست/ قيمت سنگ نيفزايد و زر کم نشود
سلام استاد گاهي از شنبه تا سه شنبه وباز تا شنبه دل تنگ شما مي شوم راستي كاش بيشتر از مخملباف و كيارستمي و مهرجويي و سروش و شريعتي و علامه طباطبائي و علامه جعفري و صادق هدايت مي شد با هم حرف بزنيم اما من هميشه فكر مي كنم شما چطور وقت كم نمي آوريد خدا واقعاً به شما و به عمرتان بركت داده
به این امید که شما این صفحه رو نگاهی بندازین به شما در وبلاگ این دوستمون پیام میگذارم.
استاد بهترین کلاسای عمرم رو شما ساختین. یعنی جدا علاقهای که توی کلاسای شما به عکاسی پیدا کردم هیچ وقت حتی توی تصوراتم همچین چیزی رو نداشتم.
امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشین.
چهارشنبه میبینمتون.
اصلاً اينجا وبلاگ هواداران و پاچه خواران و مريدان و دوست داران آقاي گيلاني فر است و از آقاي سلطان آباديان خواهشمنديم سريعتر تخليه نموده طي صورت مجلس تحويل نمايند.
كوچه ها باريكن ،دكونا بستس
خونه ها تاريكن طاقا شكستس
از صدا افتاده تار و كمونچه
مرده مي برن كوچه به كوچه
نگا كن مرده ها به مرده نمي رن
حتي به شمع جون سپرده نمي رن
شكل فانوسين كه اگه خاموشه
واسه نفت نيس هنو
يه عالم نفت توشه
شاه شمشاد قدان خسرو شيرين دهنان& كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان&
مست بگذشت و نظر در من مسكين افكند&
گفت اي چشم و چراغ همه شيرين سخنان&
تا كي از سيم و زرت كيسه تهي خواهد بود& بنده من شو و بر خور ز همه سيم تنان
salam. midunam gahi az hadi (aghaye namayande aziz) khaste mishid o deletun vase ma ham tang mishe vali khob chikar mishe kard ? ashegh ruz o shab nemishnase.
kelasemun tamum shod o az daste hame ma rahat shodid . delemun tang mishe vasatun o chon deltangihamun zud be zud bartaraf beshe baz ham zud be zud mozahemetun mishim .
shado piruz bashid
نه طريق دوستان است و نه رسم مهرباني كه ز دوستان يك دل سر دست بر فشاني
شروع شد آنچه نمي خواستم بشود ، از تهي سرشار ؛جويبار لحظه ها جاريست؛ و بي تو هيچ يك از ما در جويبار حقيري كه به مردابي مي ريزد مرواريدي صيد نخواهد كرد، كاش مي شد به تو بگويم بي تو اين كلاس ،اين كوچه ،اين راه تا خانه ،بي تو اين خانه سياه است ،
خوب شد سر كلاس صداي شما را ضبط كردم حالا به دردم مي خوردراستي آخرش هم قضيه آموزش شعر و ربط آن به عكاسي را نگفتيد ؛اين را كه نمي شود از دبير فيزيكتان پرسيد .افسوس و صد افسوس...
شب و روز در خيالي و ندانمت كجايي؛ تصدقت گردم بس كه از ديوار به اميد ديدار آب خورديم انبان شديم نه جرأتي كه توانم در سراي بكوبم نه قدرتي كه رهت را نوك مژه بروبم نه پاسخ زنگم مي دهي نه داروي دل تنگم آخر به حضرت عباس كه خيلي دل تنگم گفتم عكسهاي حضرتتان را بر لوح دي وي دي نقش كنم و به حضور آورم تا بهانه اي باشد كه نشد خدا وكيلي بكن به گوشه چشمي نظر به سوي گدايان آستان كرم...
عجب حالي داد امروز پارك ملت ديشب دير وقت از يك عكاسي داروي ظهور گرفتم كه البت خودش گفت مال سه ماه پيشه و تا نصف شب تو حموم خانه مامان در تاريكي مطلق ظاهرشان كردم تا دستم بياد كار با 120و نشد اما امروز با همان 16 عكس صفا كردم همش از آقامعلممان عكس گرفتم.
گاه يك دست يك عالمه انرژي ميده به آدم توي يك سالن شلوغ كه احساس تنهايي مي كني و يك آشنا بيشتر نداري كه مدتي هم سر به چپ و راست گردانده اي تا شايد تعجيل در حضورش شود .
آقا باز تنهايي پاشديم رفتيم كوه دوربينو كاشتيم و ريموتو زديم و نشستيم تا زمان بگذره كه گذشت؛ اما يكهو صداي زوزه و نعره و زنجموره و خلاصه هيچي ترسيديم ؛بعد مثل مرد دوربينو همونجا گذاشتيمو به هر فلاكتي از كوه پايين اومديم و رفتيم و نيم ساعت بعد دوباره به جون كندني بود رفتيم بالا و دوربينو برداشتيم و خلاصه ساعت 2 رسيديم خونه و با چند ابروي گره خورده درهم از ما استقبالي شد در حد تيم ملي هاكي روي يخ.
ظهر كه ميشه، تو جيز گرما ميام خونه،اول كه از راه ميرسم كامپيوتر را روشن مي كنم ، عكس تو را در صفحه كامپوتر نگاه مي كنم كه دوربينت را به سوي من گرفته اي تا عكسي بگيري شاد مي شوم كه هنوز داري از من عكس ميگيري ، دوربينم را به كامپيوتر وصل مي كنم و عكسهايي را كه گرفته ام نگاه مي كنم و بچه ها سر سفره طبق معمول منتظرن تا كارم تموم بشه و بيام سر نهار ...
سلام استاد ارجمند.زمان زیادی نیست که با شما آشنا شدم اما از اومدن سر کلاسای شما واقعا لذت می برم.در طی همین مدت از شما یاد گرفتم که زندگی می تونه واقعا زیبا باشه مخصوصا از پشت دوربین عکاسی...
چند روزي مشهد نبودم دلم مثل سير و سركه مي جوشه نمي دونم انگشت پاي آقا معلم خوب شد يا نه اميدوارم با اون وضع كليه ش روزه نگيره ديگه چون براش خطرناكه خدايا كمكش كن...
اگر سري نزدم دليل بر فراموشي نيست كه خاموشي همه گير است حال و هواي دلم اين اين روزها خيلي دلگير است البته همه تقصيرها مي دانم كه پاي تقدير است لكن كماكان دلم پيش شما گير است...
سلام استاد .
دلم جدا برای شما تنگ شده . هنوز بداز 10 سال حال و هوای شماازسر کلاس گرفته تا اردو توی سرمه . هنوز وقتی دوربین تو دستم میگیرم شمارو در کنار خودم میبینم .
راستی دوسه تا عکس قشنگ ازتون گرفتم که دوس دارم بهتون بدم. اگه دلتون خواست با این عکس عوضش کنید . نمیدونم چرا این عکس اینقد شما رو غمگین نشون میده.
به هر تقدیر میخوام بدونید من همیشه شاگرد شما میمونم . اینم شماره تلفنم که اگه عکسارو خاستید منو احضار کنیدتا برسم خدمتتون .09155132587
ارادتمند همیشگی
وحید مرکزی
سلام افای گیلانی فر عزیز
خسته نباشید خوب باید بگم یقین دارم این اقا یی که این اراجیف رو درباره شما نوشته مسلما هدفش تنها خراب کردن واسیب زدن به وجهه شما بوده غافل از اینکه این تازه به دوران رسده نمیدونه که شما امتحانتو پس دادی به یقین این ادم نمیدونه شما چه سالها که در زمینه هنر این شهر و مدیریت سینمای جوان این شهر چه زحمتی کشیدی اون هم بدون کوچکترین مخالفت و مشکلی با نظام جمهوری اسلامی یا مذهب این فرد سعی کرده چهره شما رو تخریب کنه غافل از اینکه شما رو همه میشناسن شما صدها شاگرد داشتی که هیچکدام همچین برداشتی از شخصیت شما ندارن و خوشحالم که شما با شهامت تمام نظرات اون رو در سایت منعکس کردی واکنش من یا هرکس دیگه که شما رو میشناسه بی شک خندیدین و مضحکه این فرد است این فرد معلوم نیس با شما مشکل داره یا با کیارستمی و مخملباف عزیز .... به هر حال اگه اذم با شعوری بود میدونست که جای مطرح کردن مشکلات شحصی در سایت نیس چون شهامت نداشته مثلا من خودم از شما دلخورم ولی سعی نمیکنم با زیرسوال بردن شخصیت شما وتهمت زدن به شما مثل این ادم عقدهای برخورد کنم به هر حال بهش توصیه میکنم از همون مذهبی که میگه درس بگیره و بفهمه با تهمت زدن به دیگران هیچی عایدش نمیشه
من همون شاگرد قدیمی هستم اولین کسی که واسه تشکیل کلاسهای کارگردانی اومد پیش شما و شما اولین دوره کارگردانی رو در انجمن سینما ی جوان مشهد برگزار کردی ذرست 11 سال پیش واسه کسی مث من خنده دار شنیدن این اراجیف که این اقا درباره شمه گفته همون بهتر که پای این افراد عقدهای افترا بند از هنر این مرز بوم کنده بشه چه بهتر که ذیگه عکاسی رو میگذاره کنار هنر که بی پدر مادر نیس هر کی ا ننش قهر کرد بیاد حودشو قاطی کنه ذر ذاره بیرو پیکر نی ..........ولی خودمونیم من ا شما کمی دلگیرم ............
++++++++++++++ شما اصلا تنها نیستس ما هستیم هیچ هنرمندی تنها نیس ما همه شاگردان شما هستیم صدها شاگرد صدها عکس و لحظات ببا شکوه هنری رو دارین...............
نمي دانم چگونه مي توان معياري براي سنجش يافت آدمي كه شكمش سير باشد يك جور فكر مي كند ،گرسنه باشد يك جورپولدار باشد جوري،فقير باشد جور ديگر،زن داشته باشد به نوعي ،مجرد باشد به نوع ديگر،از فلان نژاد باشد به گونه اي از خلق و خو متصف است از ديگر نژاد به نوع ديگر،چه كسي مي خواهد خوب و بد را به من بگويد ،شما هم كه اصلاً وقت نداريد آنچنان در پي زندگي مي دويد كه گويي مي خواهيد مسير تاريخ بشر را عوض كنيد با اين روزهايتان كه هر كدام خيلي بيشتر از 24 ساعت طول دارد،مي دانم مي خواهيد براي تمام تاريخ زنده بمانيد آرزوي من هم همين است ،اما من احساس سرما مي كنم آخر زمستان است....
دوستان عزیز، به نظر میاد سوءتفاهمی بوجود اومده که بسیاری از دوستان تصور می کنند این صفحه، وبسایت یا وبلاگ استاد عزیزم، آقای گیلانی فره. اینطور نیست و این، تنها عکسی از عکس های صاحب این سایت، جناب آقای حمید سلطان آبادیانه که دوستان به اشتباه پیام های ارادتشون به استاد رو اینجا نوشته اند. در حال حاضر، معلم مهربانم، آقای گیلانی، مشغول راه اندازی وبسایت اختصاصی خودشون هستند که هنوز به بهره برداری نرسیده، اما تا شروع به کارش چنانکه فرموده اند، انشاالله زمان زیادی باقی نمونده و به محض راه اندازیش ضمن این که همه جا اعلام خواهم کرد، در اینجا هم خبرش رو به اطلاع دوستان، خواهم رسوند.
سلام
می دونم از کلمه ی استاد خوشتون نمی اید..پس سلام می کنم به شما ..کسی که چیزهای زیادی ازش یاد گرفتم ودلم تنگ شده..برای کلاستان...میدونم کلاس ها تمام شده..وبازم می دوم نیست ولی لحظه های خوب کلاس وحرف های شما..نفداتون همیشه در گوشم هست...سال جدید رو تبریک می گم...وهمین طور براتون ..
.
آرزوی موفقیت وشادی دارم
همیشه سر سبز
سلام خدمت استاد عزیز . خیلی وقت بود یادتون کرده بودم تا امروز که توی اینترنت اسمتون رو سرچ کردمواین وب رو دیدم وخیلی خوشحال شدم . متاسفانه من به دلایل مختلف دیگه کار عکاسی نمی کنم ولی هرز گاهی برا دل خودم عکس میگیرم . هر چی که از هنر عکاسی بلدم رو مدیون شما هستم . الان هم بعضی وقتها خبرتون رو از دوست عزیزم صادق ذباح میگیرم .خیلی دوستتون دارم . این شماره منه 09375381574
زیباترین عکسها در اتاق تاریک ظاهر میشوند.پس هر وقت توی قسمت تاریک زنگیت واقع شدی بدان که خدا قصد دارد یک تصویر زیبا از تو بسازد ...سلام استاد گیلانی فر عزیز.
معلوم که سرتون خیلی شلوغه آنقدر که به وبلاگتون هم سری نمیزنین
این ترم جهاد اولین دوره ای که آرزو قاسمی با ما پارک نمیاد
سلام استاد عزیز و گرامی.داشتم تو اینترنت سرک میکشیدم که یه هو به سرم زد اسم شما رو سرچ کنم عکستونو که دیدم کلی ذوق کردم.کلاس شما بهم خیلی روحیه داد توی همین چند جلسه از شما کلی چیز یاد گرفتم فعال بودن وپر انرژی بودنو استفاده درست اززمانو شاداب بودنوخیلی چیزا رو .بهتون غبطه میخورم.دعا کنید منم به اون چیزایی که تو زندگی میخوام برسم
سلام استاد عزیز و گرامی.داشتم تو اینترنت سرک میکشیدم که یه هو به سرم زد اسم شما رو سرچ کنم عکستونو که دیدم کلی ذوق کردم.کلاس شما بهم خیلی روحیه داد توی همین چند جلسه از شما کلی چیز یاد گرفتم فعال بودن وپر انرژی بودنو استفاده درست اززمانو شاداب بودنوخیلی چیزا رو .بهتون غبطه میخورم.دعا کنید منم به اون چیزایی که تو زندگی میخوام برسم
یاد باد آن شب مهتاب کزان کوچه گذشتیم
اندکی بر لب آن جوی نشستیم
تو به من خندیدی
من به غلتیدن آب
و تو ماندی
و من و آب گذشتیم و گذشت
سالهاست که آب
قاب عکسیست که در آن لبخندی
نقش بسته که به من می خندد...
Comments
سلام بر استاد بزرگم. اومدم یکم گردش توی محیط اینترنت و وقتی نام شما رو سرچ کردم به این سایت برخوردم. گفتم یک عرض ادبی داشته باشم
Posted by: الیاس صادق زاده | July 11, 2009 11:23 AM
سلام بر بهترین مدرس عکاسی .امروز توی کلاس ندیدمتون اومدم این جا ببینمتون.امیدوارم از محضرتون خوب استفاده کنم و بتونم مثل شما یک عکاس خوب بشم
Posted by: آرش هوشنگی | August 25, 2009 02:03 PM
باعرض سلام من يكي از اشنايان هستم جوياي احوال شما ميباشم خدا نگهدار
Posted by: Anonymous | September 2, 2009 11:38 PM
درود بر انسانی بزرگ.
خیلی دوست دارم دوباره در محضرتان باشم.گرفتاریهای بیهوده زندگی نمیگذارد.
به هر حال اینجا مجال خوبی برای عرض ادب شاگردی هست.
پیروز باشید.
Posted by: mahdi akbari motlagh | September 28, 2009 11:51 PM
سلام استاد و قت و بخت بخیر
البته هنوز متوجه نشدم که اینجا وبگاه شماست یا نه؟
اما با این فکر که اینجا جایگاه مجازی استاد حمیدرضا گیلانی فر هست عرض ادب و احترام دارم به شما
راستی چرا تو این عکس چرا اینقده خسته جدی و یه خرده عصبانی به نظر میاین؟
Posted by: حمید سبحانی | October 14, 2009 10:14 AM
I love you ever and ever and without reserve.the more I have known you the more ihavelove. age yek joore dige begam ta hala eshghe be ostado nadide budam ke belahkhare khodam ehsas kardam!!
Posted by: faramarz faezi sisi | October 23, 2009 10:45 AM
سلام استاد
نمی دونم این مطلب رو می خونید یا نه؟
لطفا اگه خوندین- یه وقت من رو سر کلاس ضایع نکنین ها
شاد- پیروز- سالم و سعید باشید
Posted by: محمد جواهری | November 5, 2009 12:12 AM
از باغ می برند چراغانیت کنند
تا کاج جشنهای زمستانیت کنند
پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانیت کنند
یوسف، به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانیت کنند
ای گل گمان نکن به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند
یک نقطه بیش بین رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانیت کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ایست که قربانیت کنند...
فاضل نظری
Posted by: mohamad armYn Naderi | November 7, 2009 01:13 PM
آخرین برگ سفرنامه ی باران این است
که زمین چرکین است!...
/شفیعی کدکنی
Posted by: mohamad armYn Naderi | November 7, 2009 01:33 PM
چه جالب ! بالاخره استاد راهشون به این دنیای مجازی که همیشه ازش فراری بودن کشیده شد !!!
بالاخره پیداتون کردم
شما که هیچ وقت گم نمی شین این منم که گم شدم و دیگه مدتهاست هیچ کس آشنا و نزدیک نمی بینم ...!
دوربینم هم مدتهاست که خاک گرفته ...
اما نمی شه هیچ چیز فراموش کرد ریشه ها در خونن نه در خاک
ارادتمند شما از راه دور
Posted by: نغمه حقیقت | December 4, 2009 11:26 PM
سلام به استاد عزیز
امیدوارم هرجا که گفتم شاگرد شما هستم با گرفتن عکسهای خوب آبروتون رو حفظ کنم.
بارون رو دوست دارم هنوز چون شما رو یادم میاره
Posted by: مینا عصفوری | December 10, 2009 04:38 AM
سلام استاد خیلی خوشحال شدم وقتی فهمیدم شماهم یه وبلاگ دارید ..یه شاگرد نه خیلی قدیمی
Posted by: Anonymous | December 11, 2009 05:15 PM
سلام استاد
آخ که چرا زودتر نام شما را سرچ نکردم . خیلی خوشحال شدم از اینکه شما هم در فضای مجازی برای خود خانه ای دستو پا کرده اید و افسوس که چرا آنچنان فعال نیست البته همین هم برای خودش غنیمتی است ، غنیمتی برای یک شاگرد نه چندان قدیمی از مه ولات . وخیلی افسوس خوردم که چرا دیر شما را برای اختتامیه جشنواره عکس مه ولات دعوت کردم . استاد عزیز و گرانمایه صمیمانه دستهای پرسخاوتتان را برای زحماتی که برای شاگردان کلاس عکاسی دور هفیلمسازی انجمن سینمای جوان دفتر مشهد سال 84-85 کشیدید می بوسم . به امید دیدار
Posted by: مهدی اسدی | December 21, 2009 05:09 PM
سلام استاد بچه هاي كلاس عكاسي دفتر تبليغات واحد خواهران رو يادتون هست ما كه هيچ وقت كلاس شيرين عكاسي رافراموش نميكنيم و اينو بدونيد كه ما هميشه به خاطر آموزش الفباي عكاسي سپاسگذار شماييم
Posted by: تلگردي وخدادادي | December 31, 2009 03:21 PM
سلام گيلاني فر نميگويم استاد چون ارزشت پيش من آنقدر نيست بدان كه ميتوانستم كاري كنم كه مانند دوستانت وعلاقمندانت كه آرزوي داري پيش آنها باشي نيستت كنم ولي نميدانم چرا دلم به حالت سوخت آنقدر در كلاست از مخملباف ها و كيارستمي ها بگو تا جان از كفت بيرون رود.آنقدر از دشمني خود با آل رسول عصمت و طهارت بگو تا به تير غيب دچار شوي. آنقدر از دشمني خود با نظام پر صلابت جمهوري اسلامي بگو كه ناي سخن نداشته باشي اينجانب كلاست را ترك و عكاسي را وداع گفتم چرا كه نميتوانستم تحمل ياوه گويي هاي تورا داشته باشم نميدانم كه سري به اين صفحه كه عكست را در آن گذاشتي ميزني يا نه ولي آنقدر مهم نيست مهم آن است كه من بگويم و تو بشنوي و فاين تذهبون را براي خود معني كني و ميدانم كه بد معني ميكني راستي چرا فكر مي كني آنقدر ميداني بدان كه آنقدر نميداني و جهل در جهل خود غوطه وري و خود را به ناداني ميزني خوش باش در عالم خود كه امثالهم تو را در قران خدا خوب معرفي كرده كه در گوش وچشم آنها قفل است كه نميتوانند بفهمند پس برو پيش مادرت دستانش را ببوس و از او طلب كن كه پيش خداوند شفيعت شود كه اگر دير شود راه برگشتي نيست. والسلام
خودت ميداني من كيم من همانم كه در كلاست نيستم
Posted by: يكي از كساني كه ميخواست شما استادش باشيد اما نيستيد | December 31, 2009 07:03 PM
سلام استاد از اینکه عکستون دیدم کلی خوشحال شدم گفتم احوالتون بپرسم و بگم دلم برا کلاستون خیلی تنگ شده احساس میکنم از بهترین روزای عمرم بود امیدوارم همیشه فرداتون بهتر از دیروزتون باشه
Posted by: سمیه بخشیار | January 11, 2010 07:57 PM
سلام استاد
امشب با آقاي فائزي تصميم گرفتيم دوباره توي يكي از كلاساتون ثبت نام كنيم دلمون خيلي براتون تنگ شده براي اين آقا كه اون پيغام و گذاشته هم متاسفم واسه اين چرنديات بهترين جواب خاموشي است باآرزوي بهترين ها براي شما
Posted by: arash hooshangi | January 27, 2010 03:51 AM
سلام
آن وقت که خورشید نگاه عاشقانه اش را زمن زدود
آن وقت بود که خورشید پاره دلم را ربود
Posted by: فاطمه اسماعیلی | February 2, 2010 02:39 PM
salam be ostadeh azizam omid varam khob bashid ....
Posted by: B مهدی | February 3, 2010 07:29 AM
خیلی دوستت داشتم
Posted by: آشنای ناشناس | February 6, 2010 11:58 AM
اگر بخواهم در دنیا دست که نه پای 5 نفر را ببوسم قطعا یکی از انها استاد حمید گیلانی فر است
کسی که خود را وقف کرده است کسی که با تمام وجود و تمام احترام از خود مایه می گذارد چه تو یک شاگرد کاملا مبتدی باشی و چه استادی بزرگ//همیشه هستند کسانی که همه چیز و همه کس را از بالا می بینند آنها حتی خدا را هم از بالا می بینند و مبنای قضاوتشان هم بر این مبنا شکل می گیرد و این در ادبیات نوشتاری و گفتاریشان هم نمود پیدا می کند که من به سهم خودم برای انها دعای عاقبت بخیری می کنم و در اخر در این وصف همین بیت کافی ایت:سنگ بدگوهر اگر کاسه زرين بشکست/ قيمت سنگ نيفزايد و زر کم نشود
Posted by: حمید سبحانی | February 6, 2010 11:01 PM
سلام به استاد عزیز
نمی دانم اصلن به این صفحه سر می زنید یا نه/ فقط می خواهم بگویم که از شما خیلی چیزها یاد گرفتم/ اجرتان با پروردگار متعال
Posted by: شادی افرین ارش | February 9, 2010 12:17 AM
ماه هم رفت این هفته برون رفت و بچششم سالیت/ حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست/ شاگردی از دفتر تبلیغات
Posted by: Anonymous | February 16, 2010 01:48 PM
ماه هم این هفته برون رفت و بچششم سالیت/ حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست/ شاگردی از دفتر تبلیغات
Posted by: Anonymous | February 16, 2010 01:50 PM
سلام استاد عزيز . سال نو رو مجددا تبريك ميگم و آرزوي سلامتي و موفقيت واسه شماو مادر گرامي دارم . به اميد ديدار
Posted by: مهدي شيرمحمّديان | March 29, 2010 09:34 AM
salam ostad.
kheili khoshhal shodam axetono didam.
umid varam sale khobi dashte bashin.
Posted by: r.k | April 12, 2010 12:13 PM
salam ostad.omidvaram haletoon khub basheo hamintor ta hamishe saye madaretoon balaye saretoon bashe.by.
Posted by: s.e. | April 18, 2010 10:01 AM
سلام بر شما که برای من نمونه ای از تعهد و خلاقیت و اخلاق هستید
Posted by: هادی | May 5, 2010 11:18 AM
خب ..آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه
واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز
این کله پوکو میگیرم بالا
و از بی سیگاری میزنم زیر آواز
و اینقدر میخونم
تا این گلوی وا مونده وا بمونه....
تا که شب بشه و بچپم تو یه چار دیواری حلبی
که عمو بارون رو طاقش
عشق سیاه خیالی منو ضرب گرفته
شام که نیس
خب زحمت خوردنشم ندارم
در عوض
چشم من و پوتینای مچاله و پیریه که
رفیق پرسه های بابام بودن
بعدشم واسه اینکه قلبم نترکه
چشمارو میبندم و کله رو ول میکنم رو بالشی که پر از گریه های ننمه
گریه که دیگه عار نیست
خواب که دیگه کار نیست
تا مجبور بشی از کله سحر
یا مفت بگی و یا مفت بشنفی و
آخر سر اینقدر سر بسرت بذارن که
سر بذاری به خیابونا
هی هی
دل بده تا پته دلمو واست رو کنم
میدونی؟
همیشه این دلم به اون دلم میگه
دکی
تو این دنیای هیشکی به هیشکی
این یکی دستت باید اون یکی دستتوبگیره
ورنه خلاصی
خلاص!
اگه این نبود ...حالیت میکردم که
کوهها رو چه طوری جابجا میکنن
استکانها رو چه جوری می سازن
سرد و گرم و تلخ و شیرینش نوش جان
من یاد گرفتم
چه جوری شبا
از رویاهام یک خدا بسازم و...
دعاش کنم که
عظمتتو جلال
امشب هم گذشت و کسی ما رو نکشت
بعدش هم چشما مو میبندم و دلو میسپرم
به صدای فلوت یدی کوره
که هفتاد سال تمومه عاشق یه دخترچارده ساله بوره
منم عشق سیاهمو سوت میزنم تا خوابم ببره
تو ته تهای خواب یه صدای آشنایی چه خوش میخونه
بشنو.....
هی لیلی سیاه
اینقدر برام عشوه نیا
تو کوچه...
تو گذر...
تو سر تا سر این شهر
هرجا بری همراتم
سگ وسوتک میدونه
کشته عشوه هاتم
حسین پناهی
FOR
HAMID REZAIE AZIZAM
Posted by: armYn --> Room_no26.40s.ir | May 10, 2010 06:44 PM
سلام
Posted by: اعظم علی زاده | May 19, 2010 02:27 PM
سلام استاد باور کنید همیشه منتظر چهارشنبه هستم تا بیام کلاس.از راهنماییهاتون متشکرم
Posted by: سحر دلمرادی | May 21, 2010 01:16 AM
سلام
مطمئنم شما یکی از بهترین استادان زندگی من میشوید.
بی صبرانه منتظر اردوی پارک هستم.
با سپاس
Posted by: صدیقه اسدالهی | May 27, 2010 09:00 AM
سلام استاد گاهي از شنبه تا سه شنبه وباز تا شنبه دل تنگ شما مي شوم راستي كاش بيشتر از مخملباف و كيارستمي و مهرجويي و سروش و شريعتي و علامه طباطبائي و علامه جعفري و صادق هدايت مي شد با هم حرف بزنيم اما من هميشه فكر مي كنم شما چطور وقت كم نمي آوريد خدا واقعاً به شما و به عمرتان بركت داده
Posted by: هادي | May 28, 2010 11:06 PM
من خيلي نگران سنگ شما هستم.
Posted by: هادي | May 28, 2010 11:08 PM
ما را سريست باتو كه گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود بر همان سريم.
Posted by: هادي | May 30, 2010 12:13 AM
به این امید که شما این صفحه رو نگاهی بندازین به شما در وبلاگ این دوستمون پیام میگذارم.
استاد بهترین کلاسای عمرم رو شما ساختین. یعنی جدا علاقهای که توی کلاسای شما به عکاسی پیدا کردم هیچ وقت حتی توی تصوراتم همچین چیزی رو نداشتم.
امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشین.
چهارشنبه میبینمتون.
Posted by: امیرحسین آلشیخ | May 30, 2010 07:58 AM
اصلاً اينجا وبلاگ هواداران و پاچه خواران و مريدان و دوست داران آقاي گيلاني فر است و از آقاي سلطان آباديان خواهشمنديم سريعتر تخليه نموده طي صورت مجلس تحويل نمايند.
Posted by: هادي | May 30, 2010 03:27 PM
چه خوب من دیدمشون
حالا با شناخت میرم سر کلاسشون
Posted by: بیتا | June 8, 2010 01:44 PM
سخني كه با تودارم به نسيم صبح گفتم&دگري نمي شناسم ،تو ببر كه آشنايي.....
Posted by: هادي | June 8, 2010 04:51 PM
او مي رود دامن كشان من زهر تنهايي چشان &ديگر مپرس از من نشان كز دل نشانم مي رود...
Posted by: هادي | June 8, 2010 11:44 PM
زندگی زیباست... به اندازه ی کلاس درسی که در آن درس "عشق" را به من یاد دادی و فهماندی که ، "معشوق" زیباست...
دنیا برام چندین برابر زیباتر شده.........
Posted by: اسدالهی | June 12, 2010 12:52 PM
اين روزهايي كه فقط طنين الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم آرامم مي كند تا بيايي....
Posted by: هادي | June 12, 2010 10:39 PM
والله كه شهر بي تو مرا حبس ميشود
Posted by: هادي | June 15, 2010 12:24 AM
كوچه ها باريكن ،دكونا بستس
خونه ها تاريكن طاقا شكستس
از صدا افتاده تار و كمونچه
مرده مي برن كوچه به كوچه
نگا كن مرده ها به مرده نمي رن
حتي به شمع جون سپرده نمي رن
شكل فانوسين كه اگه خاموشه
واسه نفت نيس هنو
يه عالم نفت توشه
Posted by: هادي | June 18, 2010 11:36 PM
باباي مهربون بچه هاي آقاي گيلاني فر روزت مبارك . الهي صد سال سايت رو سرمون باشه با دل شاد.
Posted by: هادي | June 25, 2010 03:42 PM
شاه شمشاد قدان خسرو شيرين دهنان& كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان&
مست بگذشت و نظر در من مسكين افكند&
گفت اي چشم و چراغ همه شيرين سخنان&
تا كي از سيم و زرت كيسه تهي خواهد بود& بنده من شو و بر خور ز همه سيم تنان
Posted by: hadi | July 17, 2010 12:53 AM
salam. midunam gahi az hadi (aghaye namayande aziz) khaste mishid o deletun vase ma ham tang mishe vali khob chikar mishe kard ? ashegh ruz o shab nemishnase.
kelasemun tamum shod o az daste hame ma rahat shodid . delemun tang mishe vasatun o chon deltangihamun zud be zud bartaraf beshe baz ham zud be zud mozahemetun mishim .
shado piruz bashid
Posted by: Anonymous | July 19, 2010 03:40 PM
نه طريق دوستان است و نه رسم مهرباني كه ز دوستان يك دل سر دست بر فشاني
شروع شد آنچه نمي خواستم بشود ، از تهي سرشار ؛جويبار لحظه ها جاريست؛ و بي تو هيچ يك از ما در جويبار حقيري كه به مردابي مي ريزد مرواريدي صيد نخواهد كرد، كاش مي شد به تو بگويم بي تو اين كلاس ،اين كوچه ،اين راه تا خانه ،بي تو اين خانه سياه است ،
Posted by: Anonymous | July 19, 2010 07:23 PM
خوب شد سر كلاس صداي شما را ضبط كردم حالا به دردم مي خوردراستي آخرش هم قضيه آموزش شعر و ربط آن به عكاسي را نگفتيد ؛اين را كه نمي شود از دبير فيزيكتان پرسيد .افسوس و صد افسوس...
Posted by: هادي | July 27, 2010 12:06 AM
شب و روز در خيالي و ندانمت كجايي؛ تصدقت گردم بس كه از ديوار به اميد ديدار آب خورديم انبان شديم نه جرأتي كه توانم در سراي بكوبم نه قدرتي كه رهت را نوك مژه بروبم نه پاسخ زنگم مي دهي نه داروي دل تنگم آخر به حضرت عباس كه خيلي دل تنگم گفتم عكسهاي حضرتتان را بر لوح دي وي دي نقش كنم و به حضور آورم تا بهانه اي باشد كه نشد خدا وكيلي بكن به گوشه چشمي نظر به سوي گدايان آستان كرم...
Posted by: هادي | July 30, 2010 12:11 AM
خدمت ابوي بوديم نفسي تازه كرديم و اكسيژن گرفتيم تا باز فرو رويم اندر اين درياي بي پايان چندي..
Posted by: هادي | July 31, 2010 11:54 PM
تو کجایی تا شوم من چاکرت؟
ارادت
دلتنگ
مهران صدیق
Posted by: مهران | August 3, 2010 06:04 PM
اي ساقي خوش قاقا من قي قي و تو قوقو من هق هق و تو حق حق من هي هي و تو هوهو....
Posted by: هادي | August 3, 2010 06:58 PM
فكر نميكردم كه اينقدر بدون عاطفه باشي و محبت را ناديده بكيري
Posted by: Anonymous | August 6, 2010 12:16 AM
عجب حالي داد امروز پارك ملت ديشب دير وقت از يك عكاسي داروي ظهور گرفتم كه البت خودش گفت مال سه ماه پيشه و تا نصف شب تو حموم خانه مامان در تاريكي مطلق ظاهرشان كردم تا دستم بياد كار با 120و نشد اما امروز با همان 16 عكس صفا كردم همش از آقامعلممان عكس گرفتم.
Posted by: هادي | August 6, 2010 01:19 AM
گاه يك دست يك عالمه انرژي ميده به آدم توي يك سالن شلوغ كه احساس تنهايي مي كني و يك آشنا بيشتر نداري كه مدتي هم سر به چپ و راست گردانده اي تا شايد تعجيل در حضورش شود .
Posted by: هادي | August 13, 2010 01:15 PM
آقا باز تنهايي پاشديم رفتيم كوه دوربينو كاشتيم و ريموتو زديم و نشستيم تا زمان بگذره كه گذشت؛ اما يكهو صداي زوزه و نعره و زنجموره و خلاصه هيچي ترسيديم ؛بعد مثل مرد دوربينو همونجا گذاشتيمو به هر فلاكتي از كوه پايين اومديم و رفتيم و نيم ساعت بعد دوباره به جون كندني بود رفتيم بالا و دوربينو برداشتيم و خلاصه ساعت 2 رسيديم خونه و با چند ابروي گره خورده درهم از ما استقبالي شد در حد تيم ملي هاكي روي يخ.
Posted by: هادي | August 13, 2010 01:22 PM
ظهر كه ميشه، تو جيز گرما ميام خونه،اول كه از راه ميرسم كامپيوتر را روشن مي كنم ، عكس تو را در صفحه كامپوتر نگاه مي كنم كه دوربينت را به سوي من گرفته اي تا عكسي بگيري شاد مي شوم كه هنوز داري از من عكس ميگيري ، دوربينم را به كامپيوتر وصل مي كنم و عكسهايي را كه گرفته ام نگاه مي كنم و بچه ها سر سفره طبق معمول منتظرن تا كارم تموم بشه و بيام سر نهار ...
Posted by: هادي | August 13, 2010 10:48 PM
سلام استاد ارجمند.زمان زیادی نیست که با شما آشنا شدم اما از اومدن سر کلاسای شما واقعا لذت می برم.در طی همین مدت از شما یاد گرفتم که زندگی می تونه واقعا زیبا باشه مخصوصا از پشت دوربین عکاسی...
Posted by: فرناز افشار | August 13, 2010 11:19 PM
چند روزي مشهد نبودم دلم مثل سير و سركه مي جوشه نمي دونم انگشت پاي آقا معلم خوب شد يا نه اميدوارم با اون وضع كليه ش روزه نگيره ديگه چون براش خطرناكه خدايا كمكش كن...
Posted by: مفثر | August 20, 2010 10:26 PM
سلام استاد
خسته نباشید...
یک سبد گل رز تقدیم شما
Posted by: شهریار | August 23, 2010 01:13 PM
واااای سلام استاد نگفته بودید وبلاگ دارید چه خوب موفق باشید همیشه همیشه همیشه..
Posted by: 2 قلوها | August 30, 2010 01:37 AM
اگر سري نزدم دليل بر فراموشي نيست كه خاموشي همه گير است حال و هواي دلم اين اين روزها خيلي دلگير است البته همه تقصيرها مي دانم كه پاي تقدير است لكن كماكان دلم پيش شما گير است...
Posted by: s.h | September 1, 2010 04:38 AM
سلام استاد .
دلم جدا برای شما تنگ شده . هنوز بداز 10 سال حال و هوای شماازسر کلاس گرفته تا اردو توی سرمه . هنوز وقتی دوربین تو دستم میگیرم شمارو در کنار خودم میبینم .
راستی دوسه تا عکس قشنگ ازتون گرفتم که دوس دارم بهتون بدم. اگه دلتون خواست با این عکس عوضش کنید . نمیدونم چرا این عکس اینقد شما رو غمگین نشون میده.
به هر تقدیر میخوام بدونید من همیشه شاگرد شما میمونم . اینم شماره تلفنم که اگه عکسارو خاستید منو احضار کنیدتا برسم خدمتتون .09155132587
ارادتمند همیشگی
وحید مرکزی
Posted by: vahid markazi | September 2, 2010 10:05 AM
سلام
Posted by: یکی از دوستان | September 17, 2010 02:29 PM
سلام افای گیلانی فر عزیز
خسته نباشید خوب باید بگم یقین دارم این اقا یی که این اراجیف رو درباره شما نوشته مسلما هدفش تنها خراب کردن واسیب زدن به وجهه شما بوده غافل از اینکه این تازه به دوران رسده نمیدونه که شما امتحانتو پس دادی به یقین این ادم نمیدونه شما چه سالها که در زمینه هنر این شهر و مدیریت سینمای جوان این شهر چه زحمتی کشیدی اون هم بدون کوچکترین مخالفت و مشکلی با نظام جمهوری اسلامی یا مذهب این فرد سعی کرده چهره شما رو تخریب کنه غافل از اینکه شما رو همه میشناسن شما صدها شاگرد داشتی که هیچکدام همچین برداشتی از شخصیت شما ندارن و خوشحالم که شما با شهامت تمام نظرات اون رو در سایت منعکس کردی واکنش من یا هرکس دیگه که شما رو میشناسه بی شک خندیدین و مضحکه این فرد است این فرد معلوم نیس با شما مشکل داره یا با کیارستمی و مخملباف عزیز .... به هر حال اگه اذم با شعوری بود میدونست که جای مطرح کردن مشکلات شحصی در سایت نیس چون شهامت نداشته مثلا من خودم از شما دلخورم ولی سعی نمیکنم با زیرسوال بردن شخصیت شما وتهمت زدن به شما مثل این ادم عقدهای برخورد کنم به هر حال بهش توصیه میکنم از همون مذهبی که میگه درس بگیره و بفهمه با تهمت زدن به دیگران هیچی عایدش نمیشه
Posted by: یکی از شاگردان قدیمی | September 17, 2010 02:43 PM
من همون شاگرد قدیمی هستم اولین کسی که واسه تشکیل کلاسهای کارگردانی اومد پیش شما و شما اولین دوره کارگردانی رو در انجمن سینما ی جوان مشهد برگزار کردی ذرست 11 سال پیش واسه کسی مث من خنده دار شنیدن این اراجیف که این اقا درباره شمه گفته همون بهتر که پای این افراد عقدهای افترا بند از هنر این مرز بوم کنده بشه چه بهتر که ذیگه عکاسی رو میگذاره کنار هنر که بی پدر مادر نیس هر کی ا ننش قهر کرد بیاد حودشو قاطی کنه ذر ذاره بیرو پیکر نی ..........ولی خودمونیم من ا شما کمی دلگیرم ............
Posted by: یکی از شاگردان قدیمی | September 17, 2010 02:51 PM
اشتباه ملایی: هنر در داره بی در و پیکر نی که..........
Posted by: یکی از شاگردان قدیمی | September 17, 2010 02:53 PM
++++++++++++++ شما اصلا تنها نیستس ما هستیم هیچ هنرمندی تنها نیس ما همه شاگردان شما هستیم صدها شاگرد صدها عکس و لحظات ببا شکوه هنری رو دارین...............
Posted by: یکی از شاگردان قدیمی | September 17, 2010 02:55 PM
آرزومند ديدارم و در بند گرفتار آن كوچه آن محله آن كلاس آن آب سرد كن آن نوع ماشين آن لباس كجا پيدا يتان كنم حيرانم...
Posted by: يكي يك وقتي يك جايي | September 22, 2010 04:24 PM
گفتي ز خاك بيشترند اهل عشق من
از خاك بيشتر نه كه از خاك كمتريم
Posted by: همان | September 22, 2010 05:15 PM
مدتي اينترنتمان قطع بود نتوانستيم در فضاي مجازي شرفياب حضور شويم لكن اردات روبه فزونيست و كما كان همان شعار هميشگي را سر مي دهيم كه :I LOVE YOU
Posted by: HADI | October 9, 2010 11:04 PM
آخه شما كه مي گي زيبايي شناسيت خوب نيست نم گي پس چطور شما رو شناختم...
Posted by: هادي | October 15, 2010 10:40 PM
سلام
خیلی مخلصیم استاد
هدف فقط عرض ارادت بود
شاداب باشید
Posted by: mahmood tourani | October 30, 2010 10:41 AM
نمي دانم چگونه مي توان معياري براي سنجش يافت آدمي كه شكمش سير باشد يك جور فكر مي كند ،گرسنه باشد يك جورپولدار باشد جوري،فقير باشد جور ديگر،زن داشته باشد به نوعي ،مجرد باشد به نوع ديگر،از فلان نژاد باشد به گونه اي از خلق و خو متصف است از ديگر نژاد به نوع ديگر،چه كسي مي خواهد خوب و بد را به من بگويد ،شما هم كه اصلاً وقت نداريد آنچنان در پي زندگي مي دويد كه گويي مي خواهيد مسير تاريخ بشر را عوض كنيد با اين روزهايتان كه هر كدام خيلي بيشتر از 24 ساعت طول دارد،مي دانم مي خواهيد براي تمام تاريخ زنده بمانيد آرزوي من هم همين است ،اما من احساس سرما مي كنم آخر زمستان است....
Posted by: h.d | October 31, 2010 01:23 AM
اين روز كه زندگي يكي از درسهاي سختش را من آموخت تنهايي در گوشم غربت انسانهايي را فرياد زد كه از درد و بي كسي هيچ جز خدا نمي بينند.
Posted by: هادي | December 10, 2010 02:10 PM
سلام استاد.دلتنگتونم.شاد باشید همیشه.
Posted by: سحر دلمرادی | December 11, 2010 01:24 AM
دوستان عزیز، به نظر میاد سوءتفاهمی بوجود اومده که بسیاری از دوستان تصور می کنند این صفحه، وبسایت یا وبلاگ استاد عزیزم، آقای گیلانی فره. اینطور نیست و این، تنها عکسی از عکس های صاحب این سایت، جناب آقای حمید سلطان آبادیانه که دوستان به اشتباه پیام های ارادتشون به استاد رو اینجا نوشته اند. در حال حاضر، معلم مهربانم، آقای گیلانی، مشغول راه اندازی وبسایت اختصاصی خودشون هستند که هنوز به بهره برداری نرسیده، اما تا شروع به کارش چنانکه فرموده اند، انشاالله زمان زیادی باقی نمونده و به محض راه اندازیش ضمن این که همه جا اعلام خواهم کرد، در اینجا هم خبرش رو به اطلاع دوستان، خواهم رسوند.
Posted by: سید مسعود هاشمی | December 16, 2010 02:49 AM
سلام بر بهتربن عموی دنیا،خیلی مخلصیم!!!!!
Posted by: رویا | December 28, 2010 08:49 PM
سید مسعود جان استاد الان 9مین ماهشه که داره این رو بهمون میگه.
..................................................................................................................
Posted by: امیرحسین آلشیخ | February 5, 2011 08:56 PM
تبریک تبریک
سلام 25 اسفندسالروز تولد
استاد گیلانی فر رو به ایشون و سایر دوستانشون تبریک می گم
سر سبز ترین بهار تقدیم توباد
آوای خوش هزار تقدیم تو باد
گویند که لحظه ایست روییدن عشق
آن لحظه هزار بار تقدیم توباد
Posted by: احمد از کرج | March 15, 2011 11:03 AM
سلام
می دونم از کلمه ی استاد خوشتون نمی اید..پس سلام می کنم به شما ..کسی که چیزهای زیادی ازش یاد گرفتم ودلم تنگ شده..برای کلاستان...میدونم کلاس ها تمام شده..وبازم می دوم نیست ولی لحظه های خوب کلاس وحرف های شما..نفداتون همیشه در گوشم هست...سال جدید رو تبریک می گم...وهمین طور براتون ..
.
آرزوی موفقیت وشادی دارم
همیشه سر سبز
Posted by: fereshteh kamelan | April 3, 2011 09:12 PM
سلام استاد
من همیشه فکر می کردم یک کلاس هنری مخصوصا اگه به سینما ربط داشته باشه فضای مسمومی داره!!
ولی شما فرق دارین!
خداخیرتون بده
Posted by: فائزه | April 24, 2011 03:21 PM
سلام بر استاد عزیز جناب گیلانی فر. از اینکه نام شما رو جستجو کردم و این جا رو دیدم خیلی خوشحال شدم. محسن معتمدی هنر اموز ترم بهار 1390.....
ارادتمند
Posted by: محسن معتمدی | June 23, 2011 01:44 AM
سلام بر استاد عزیز جناب گیلانی فر. از اینکه نام شما رو جستجو کردم و این جا رو دیدم خیلی خوشحال شدم. محسن معتمدی هنر اموز ترم بهار 1390.....
ارادتمند
Posted by: محسن معتمدی | June 23, 2011 01:52 AM
سلام خدمت استاد عزیز . خیلی وقت بود یادتون کرده بودم تا امروز که توی اینترنت اسمتون رو سرچ کردمواین وب رو دیدم وخیلی خوشحال شدم . متاسفانه من به دلایل مختلف دیگه کار عکاسی نمی کنم ولی هرز گاهی برا دل خودم عکس میگیرم . هر چی که از هنر عکاسی بلدم رو مدیون شما هستم . الان هم بعضی وقتها خبرتون رو از دوست عزیزم صادق ذباح میگیرم .خیلی دوستتون دارم . این شماره منه 09375381574
Posted by: ایمان زند | July 7, 2011 01:39 PM
سلام استاد باورم نمیشد تا اسمتونو سرچ کردم این وب رو دیدم
موفق و شاد باشید
Posted by: maryam golchobian | August 19, 2011 11:56 PM
جلوه ها كردم ونشناخت مرا اهل دلي منم آن سوسن وحشي كه به ويرانه روم م.ض
Posted by: Anonymous | September 8, 2011 10:55 PM
ما هرموقع شما خونه نيستين واستون پيام ميزاريم .دلمون خوشه يه آدم نازنين هست توي اين دنياي بزرگ كه هرموقع يادش ميافتيم ، خيلي حال ميكنيم .وقتي هم خدمتش ميرسي كلي خدارا شكر ميكنيم كه خالق قادر يه وقتايي ناپرهيزي ميكنه وتوساخت بعضي از مخلوقاتش حوصله بيشتري خرج ميكنه .اگه قابل دونستين وگذرتون اين طرفا افتاد .حداقل بفرماييد كه مارو خوندين .ماهم دلمون خوش ميشه بازم با اين لطف شما حال ميكنيم.خدا هميشه پشتو پناه شما باشه.رسيدم بازم عرض ارادت خواهم داشت.
Posted by: Anonymous | September 14, 2011 10:59 AM
اه چه قد این هادی یه ضِر میزنه یااین زِر
Posted by: علی | September 22, 2011 09:15 PM
بابامنم نه آقاهادي .بخاي باشما هم حال ميكينيم.حسوديت نشه باباتازه زرم با اين ظر مينويسن.م.ض
Posted by: Anonymous | September 25, 2011 09:06 AM
بابامنم نه آقاهادي .بخاي باشما هم حال ميكينيم.حسوديت نشه باباتازه زرم با اين ظر مينويسن.
Posted by: Anonymous | September 25, 2011 09:26 AM
Posted by: Anonymous | September 25, 2011 09:26 AM
Posted by: Anonymous | September 25, 2011 09:30 AM
DOSTET DARAM OSTAD
Posted by: SHAHRIAR | September 28, 2011 06:51 PM
زیباترین عکسها در اتاق تاریک ظاهر میشوند.پس هر وقت توی قسمت تاریک زنگیت واقع شدی بدان که خدا قصد دارد یک تصویر زیبا از تو بسازد ...سلام استاد گیلانی فر عزیز.
معلوم که سرتون خیلی شلوغه آنقدر که به وبلاگتون هم سری نمیزنین
این ترم جهاد اولین دوره ای که آرزو قاسمی با ما پارک نمیاد
جاش خالی..
امیدوارم همیشه موفق باشین استاد...
Posted by: مژده مهاجر | October 15, 2011 12:53 PM
دلم برای کلاس تنگ شده
Posted by: سعید | October 27, 2011 11:11 PM
سلام استاد عزیز و گرامی.داشتم تو اینترنت سرک میکشیدم که یه هو به سرم زد اسم شما رو سرچ کنم عکستونو که دیدم کلی ذوق کردم.کلاس شما بهم خیلی روحیه داد توی همین چند جلسه از شما کلی چیز یاد گرفتم فعال بودن وپر انرژی بودنو استفاده درست اززمانو شاداب بودنوخیلی چیزا رو .بهتون غبطه میخورم.دعا کنید منم به اون چیزایی که تو زندگی میخوام برسم
Posted by: mahdiyeh | November 10, 2011 02:39 PM
سلام استاد عزیز و گرامی.داشتم تو اینترنت سرک میکشیدم که یه هو به سرم زد اسم شما رو سرچ کنم عکستونو که دیدم کلی ذوق کردم.کلاس شما بهم خیلی روحیه داد توی همین چند جلسه از شما کلی چیز یاد گرفتم فعال بودن وپر انرژی بودنو استفاده درست اززمانو شاداب بودنوخیلی چیزا رو .بهتون غبطه میخورم.دعا کنید منم به اون چیزایی که تو زندگی میخوام برسم
Posted by: mahdiyeh | November 10, 2011 02:41 PM
می دانی
اگر تو را آرزو می کنم
برای بی آرزو بودن نیست
شاید
آرزوئی زیباتر از تو سراغ ندارم
...
Posted by: رویا گیلانیفر | November 21, 2011 08:13 PM
یاد باد آن شب مهتاب کزان کوچه گذشتیم
اندکی بر لب آن جوی نشستیم
تو به من خندیدی
من به غلتیدن آب
و تو ماندی
و من و آب گذشتیم و گذشت
سالهاست که آب
قاب عکسیست که در آن لبخندی
نقش بسته که به من می خندد...
Posted by: اشیه | December 13, 2011 07:34 PM
ارادتمندم استاد از آشنایی با شما خوشوقت و آرزومند دیدار و شنیدن صدای شما هستم کاش بازهم کلاسی بود زانوی ادب می زدیم بر تحصیل زندگی در محضرتان ....
Posted by: هادی | December 13, 2011 07:55 PM